الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
24
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و اما آثار ( 1 ) سعيد بن مسيّب گفت كه حق تعالى فَإِنَّهُ كانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُوراً در حق مردى فرستاده است كه گناه آرد پس توبه كند ، پس گناه آرد پس توبه كند . و فضيل گفت : حق تعالى فرموده است كه گناهكاران را مژده ده كه اگر توبه كنيد قبول فرمايم ، و صدّيقان را بترسان كه اگر به عدل برايشان كار كنم به عذاب مبتلا گردانم . و طلق بن حبيب گفت كه حقوق خداى تعالى بزرگتر از آن است كه بنده بدان قيام تواند نمود ، و ليكن بامداد تايب باشيد و شبانگاه تايب . و عبد اللّه بن عمر گفت : هر كه گناهى كه ارتكاب نموده باشد ياد كند و دلش از آن بترسد ، از او آن گناه محو كرده شود در ام الكتاب « 70 » . و آمده است كه پيغامبرى از پيغامبران بنى اسرائيل زلّتى كرد ، حق تعالى به دو وحى فرستاد كه به عزت من اگر معاودت كنى هر آينه تو را عذاب فرمايم . او گفت : يا رب ، تو تويى و من منم ، به عزت تو اگر مرا در عصمت ندارى هر آينه معاودت كنم . پس حق تعالى او را در عصمت داشت . و يكى از ايشان گفت : بنده گناه كند ، پس هميشه پشيمان باشد تا به بهشت رود ، و ابليس گويد : كاشكى او را در گناه نه انداختمى . و حبيب بن ثابت گفت : گناهان مرد روز قيامت بر وى عرضه كنند ، پس بر گناهى بگذرد و گويد : من از تو ترسان بودم . آمرزيده شود . و آمده است كه مردى از ابن مسعود از گناهى كه كرده بود بپرسيد كه آن را هيچ توبهاى هست ؟ ابن مسعود روى از او بگردانيد ، پس به دو التفات كرد ، چشم او را ديد كه اشك مىباريد ، گفت : بهشت را هشت در است كه هميشه گشاده شود و بسته آيد ، مگر باب توبه كه بر آن فريشتهاى موكّل است كه هرگز بسته نشود ، پس كار كن و نوميد مشو . و عبد الرحمن بن أبو القاسم گفت كه با عبد الرحيم توبهء كافر را و قول حق تعالى را إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ « 71 » ياد كرديم ، گفت : اميد دارم كه مسلمان نزديك خداى نيكو حالتر باشد . و گفت : به من رسيده است كه چون بنده كارى از كارهاى خير كند با آن داخل بهشت شود ، و به من رسيده است كه توبهء مسلمان چون اسلام باشد پس از اسلام . و عبد اللّه بن سلام گفت كه بر شما روايت نمىكنم مگر از پيغامبر مرسل و يا كتاب منزل ، كه بنده چون گناه كند پس طرفة العيني بر آن پشيمان شود ، گناه زودتر از طرفة العيني از او ساقط شود . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : با تايبان نشينيد كه دل ايشان رقيقتر باشد . و يكى از ايشان گفت : من بدانم كه حق تعالى مرا كى آمرزد . پرسيدند كى آمرزد ؟ گفت : چون توبهء من قبول فرمايد . و ديگرى گفت : من از حرمان توبه ترسانتر از آنم كه از حرمان مغفرت . اى ، مغفرت از لوازم و توابع توبه است كه لا محاله بباشد . و آمده است كه در بنى اسرائيل جوانى بود كه بيست سال عبادت ورزيد ، پس بيست سال معصيت كرد ، پس در آينه نگريست و در موى روى خود سفيدى ديد ، غمناك شد و گفت : الهى ،
--> ( 70 ) لوح محفوظ ، اصل كتاب آسمانى . ( 71 ) انفال 8 - 38 .